است با يكي از پنج عنصر. آنها از گردش باز نميايستند. و از اينرو، وو يون1 يعني عمل متقابل پنج عنصر را پديد ميآورند. در اين ميان شش اثر (يين، يانگ، باد، باران، نور، ظلمت) يا ليوچئي2 دائم از زمين به آسمان ميروند و بازميگردند. بيماريهاي مختلف از بينظمي در وو يون و ليوچئي ناشي ميشود.
ليو وان ـ سو به معالجات قديم اعتماد زيادي داشت، مخصوصاً به داروهاي مبرد. وي كوشيد تا حرارت قلب را كاهش دهد و ترشح كليهها را زياد كند. در اين زمينه او را بنيانگذار تبريد3 (طبي) يا هان ليانگ4 شمردهاند. وي سه روش درماني عمده را مشخص كرد، به نامهاي هان، تئو، هسيا،5 بهمعني عرقكردن، استفراغ، دفع (داروهاي معرق، مقي، مسهل)، غيره و غيره.
چانگ تسه ـ هو6
تخلصش تسونگ ـ چنگ7 بود. پزشكي چيني كه در زمان سلسلهٴ چين (1115 ـ 1260)،برآمد.
مهمترين تأليفش8 رسالهاي در باب طب داخلي در پانزده فصل است. سه فصل اول مقدمه در كليات است؛ هفت فصل بعدي از آسيبشناسي اختصاصي، و معالجات بحث ميكند، از جمله بيماريهاي زنان و كودكان؛ فصلهاي 12، 13 و 15 در باب ادويهٴ مفرده است؛ وفصل 14 در باب علائم بيماريها كه پزشكان پيشين تعليم دادهاند.
وي دو رسالهٴ ديگر هم نوشته است.9
نظريهٴ پزشكي او ظاهراً مانند ليو وان ـ سو بود؛ ولي در معالجات به مسهلها توجه نسبتاً بيشتري داشت. مهمترين هدف معالجات او بيرونراندن آثار زشت10 بود، و هنگامي كه اينكار صورت ميگرفت، تعادل ـ يعني سلامتي ـ تأمين ميشد.
آمبرواز خنياگر11
شاعر آنگلونورمان كه تاريخ جنگ صليبي سوم را در بالغ بر 12350 بيت منظوم ساخت.12 وي در مراسم تاجگذاري ريچارد شيردل در 1189، در لندن، حاضر بود، او را در جنگ صليبي همراهي كرد. و تا زمان اخراج از بيتالمقدس در 1192، با او بود. وي شاهد عيني بسياري از رويدادهايي بوده كه نقل كرده است. آمبرواز نه شهسوار بود، نه كاتب و نه سرباز، بلكه فقط